ميرزا حسن حسينى فسايى
82
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
قوللر آقاسى يعنى سركرده غلامان شاهى . . . » ( وقايع سال 1038 - جلد اول ) شاهيسون : « . . . فوجى ترتيب داد و نام آن را شاهيسون نهاد يعنى شاهدوست . . . » ( وقايع سال 1038 - گفتار اول ) دوداق : « . . . او را به علت كلفتى لب دوداق مىگفتند . . . » ( وقايع سال 1219 ) انجو : « . . . آن املاك را انجو گفتند يعنى خالصه ديوان . . . » ( گفتار دوم - محله بازار مرغ ) ينگچرى : « . . . ايشان را ينگچرى گفتند و « ينگ » به معنى تازه است و « چرى » مخفف چريك است يعنى لشكر تازه . . . » ( وقايع سال 1038 - گفتار اول ) تمغا : « . . . تمغا به معنى باجى است كه از مترددين در بلاد مىگرفتهاند . . . » ( وقايع سال 972 ) چركس : « . . . نام ايلى از آذربايجان است و گويا اهل اين قريه را از ايل چركس آوردهاند . » ( گفتار دوم - بلوك دشتستان ) يوخارىباش : « . . . آنها را يوخارىباش گفتند يعنى بالاى سر و طايفهاى را « اشاق - باش » يعنى پائين سر ، گوسفند كه به تركى « قوين » است و شتر كه « دوه » است . . . ( وقايع سال 1200 - گفتار اول ) ب - معنى كردن لغات عربى : طباطبا : در كتاب ابن خلكان نوشته است طباطبا به فتح دو طاء بىنقطه و دو باء يك نقطه و دو الف ، لقب ابراهيم بن اسمعيل حسنى است و او را براى آن طباطبا مىگفتند كه روزى از غلام خود جامه خواست و غلام گفت دراعه بياورم ابراهيم كه زبانش لكنتى داشت و قاف را ، طاء مىگفت فرمود طباطبا بياور يعنى قبا ، قبا ، و طباى دوم تأكيد طباى اول است . . . » ( گفتار دوم - بلوك كازرون ) قوس قزح : « . . . قوس قزح كه به فارسى كمان رستم گويند . . . » ( گفتار دوم - علماى شيراز ) دقاق : « . . . يعنى مردمانى كه ابرههاى قبا را كوبيده و صاف و راست كنند و « دق » به معنى كوبيدن است . . . » ( كاروانسراهاى شيراز - گفتار دوم ) اقليد : « . . . در لغت عرب به معنى كليد است . . . » ( بلوك اقليد - گفتار دوم ) ودع : « . . . صدفى دريائى كه آن را به عربى « ودع » و در فارسى گوشماهى گويند . . . » ( بلوك دشتستان - گفتار دوم ) ج - ذكر معنى واژههائى كه كاربرد كشاورزى دارند يا در يك محل معين ، مصطلح مىباشند و ارائه اطلاعات كشاورزى : سواره بستن : « . . . و در هرجا درهاى بود به اصطلاح اهل فارس سواره بست يعنى طاق زده ، جدول را از روى طاق گذرانيد و هرجا بلندى بود ، سوراخ كرده ، جدول را عبور بداد . . . » ( بلوك فسا - گفتار دوم ) خسكدانه : « . . . رونياس و گلرنگ كه تخم آن را خسكدانه گويند . . . » ( بلوك ابرقوه - گفتار دوم ) چلغوزه : « . . . بادام زنگى ، نام ميوهاى است به اندازه شفتالو و مغز هسته او را به غلط